أبو حاتم الرازي
مقدمة 15
أعلام النبوة
مشوشى مىكند ، ولى خداوند بارى بر نفس رحمت مىآورد وآن را در نظام بخشيدن به عالم يارى مىكند . أبو حاتم مىپرسد كه حركت نفس براي ايجاد عالم چه نوع حركتي است آيا طبعى است يا قسرى وپسر زكريا در جواب مىگويد كه هيچ يك از اين دو گونه نيست ، بلكه حركت خاصي است كه وى آن را به فطنت دريافته است وآن را حركت فلتيه ( مانند خروج باد از شكم ) مىنامد كه موجب سكون وراحتى انسان مىشود . حركتي كه با آن نفس عالم را ايجاد مىكند به اين حركت شباهت دارد . آنگاه أبو حاتم مثالهاى ديگرى را كه پسر زكريا در مورد حركت نفس وتجبّل آن در عالم زده است تحليل وآنها را نقض مىكند . در فصل اوّل از باب دوم ، أبو حاتم برخى از ايرادات محمد بن زكريا را در مورد أديان نقل مىكند : أهل شرايع دين را به تقليد از رؤساى پذيرفتهاند ومانع از بحث ونظر در أصول شدهاند واخبارى را روايت كردهاند كه حاكى از ترك نظر وتعمق در دين است چنان كه اخبار زير در منع تعمق ونظر روايت شده است : انّ الجدل في الدّين والمراء فيه كفر ؛ من عرض دينه للقياس لم يزل الدّهر في التباس ؛ لا تتفكّروا في اللّه وتفكّروا في خلقه ؛ القدر سرّ اللّه فلا تخوضوا فيه ؛ إيّاكم والتّعمق فانّ من كان قبلكم هلك بالتّعمق . به علاوة اگر از أهل أديان ، براي اثبات مدعا ، طلب حجت ودليل شود ، خشمگين مىشوند وريختن خون أو را مباح مىدانند . ديگر آنكه دين بر اثر گذشت أيام وبر حسب إلف وعادت بوجود آمده است وأرباب دين بداشتن ريشهاى بلند به خود